جنگل های و انواع آن ها در ایران
جنگل های و انواع آن ها در ایران
مقدمه
:جنگل منطقه وسيعي پوشيده از درختان ، درختچه ها و گونه هاي علفي است كه همراه با جانوران وحشي نوعي اشتراك حياتي گياهي و جانوري را تشكيل داده و تحت تاثير عوامل اقليمي و خاكي قادر است تعادل طبيعي خود را حفظ كند
. جنگلها در تمام نواحی زمین که قابلیت رشد درخت در آنها وجود دارد و از نظر ارتفاع در زیر خط درخت قرار دارند یافت میشوند، مگر اینکه بارش باران در آنجا کم بوده، یا تناوب آتش سوزیهای طبیعی زیاد باشد. جنگلها عمدتاً شامل تعداد زیادی از گونههای درختان با ارتفاع مختلف میباشند، و در کنار اینها درختچهها و درختان جوان رشد میکنند، که سبب استفاده بهینه از نور آفتاب میشود. یک جنگل به شکل طبیعی اش، محل زندگی بسیاری از جانوران و گونههای گیاهی میباشد. جنگل بسته به نوع پيدايش آن و خصوصيات ساختاري به جنگل بكر ، جنگل طبيعي ، جنگل مصنوعي يا جنگل دست كاشت طبقه بندي مي شود. جنگل بكر يا جنگل دست نخو رده ، جنگلي است كه بدون دخالت انسان بوجود آمده است و تركيب گونه هاي درختي و درختچه اي و علفي آن طوري است كه وضعيت كاملاً طبيعي را نشان مي دهد . جنگلهاي طبيعي قادرند چشم اندازهاي طبيعي هر منطقه را حفظ كرده و در اكثر موارد از جنگلهاي مصنوعي يا دست كاشت غني تر و پايدارتر باشند.جنگلهاي مصنوعي يا دست كاشت يا جنگل انسان ساخت جنگلي است كه به دست انسان و با هدف مشخصي ايجاد شده است.جنگل در ایران
: کشور پهناو رایران هم اکنون در شمال کشور حدود 12 میلیون هکتار جنگل دارد. که عموما از جنگل های شمال برداشت چوبی صورت گرفته و در جنگل ها خارج از شمال , چوب برداشت نشده بلکه حفاظت از آنها برای تولید محصولات فرعی و حفاظت آب و خاک است. ارزش چوب جنگل های شمال کشور بالغ بر 200 میلیارد ریال برآورداورد می شود که این میزان به غیر از ارزش های زیست محیطی آن است.بر اساس آخرین آمار، مساحت کل جنگل هاي ايران
(طبیعی و دست کاشت) حدود 14.2 ميليون هكتار برآورد شده است[1] که قریب یک میلیون هکتار آن را جنگل های دست کاشت تشکیل می دهد. در گذشتة نه چندان دور مساحت جنگل هاي ايران به 18 ميليون هكتار مي رسيد كه در اثر افزايش جمعيت، توسعة شهرها و اراضي كشاورزي و تاسيسات و صنايع و همچنين تخريب و تجاوز، كاهش قابل توجهي يافته است. تمامي اين جنگل ها ارزش صنعتي ندارند. آنچه كه به عنوان توليد چوب و تأمين مصارف صنعتي قابل بهره برداري مي باشد جنگل هاي شمال كشور است. جنگل هاي خارج از شمال نيز از نظر حفاظت خاك، تغذية دام، تلطيف هوا و رطوبت نسبي محيط و نفوذپذيري آب و زيستگاه حيوانات وحشي از اهميت زيادي برخوردارند. سهم سرانة مردم ايران از مجموع جنگل هاي موجود قريب 0.25 هكتار است[2]. جدول 2 پراکنش مساحت جنگل های ایران را نشان می دهد.جنگلهاي شمال كشور كه به جنگل هاي خزري يا هيركاني نيز مشهورند متعلق به دوران سوم زمين شناسي بوده و با تنوع گونه هاي درختي، درختچه اي و گياهان علفي از مهمترين اكوسيستم هاي جنگلي كشور محسوب مي گردند
. در كشور پهناور ما به دليل پستي و بلندي فراوان و اقليم متنوع سه نوع از جنگلهاي پنج گانه دنيا وجود دارد. جنگلهاي سبز تابستانه راش و بلوط در شمال ايران ، جنگلهاي هميشه سبز مديترانه اي ( جنگلهاي زوبين و زيتون ) در شمال و جنوب غرب و همچنين جنگلهاي پهن برگ گرمسيري مختص مناطق نيمه استوايي مثل جنگلهاي كهور و كنار و جنگلهاي ماندابي ( مانگرو ) در جنوب ايران .به اين ترتيب كشور ما حالتي استثنايي دارد. جنگل هاي راش در شمال و جنگلهاي مانگرو در جنوب ايران كه به كشور ما جايگاهي ويژه و نادر مي بخشد
وجود رطوبت كافي يعني بارندگي كه مقدار كافي نيز ضرورت دارد كه براي رشد جنگل خوب حداقل به
600 ميلي ليتر بارندگي در سال نياز وجود دارد و از اين مقدار حداقل نيمي از آن بايد در دوره رشد گياهي يعني دوره گرم سال ( بهار و تابستان ) ريزش كند. به طور مثال مناطق شمالي كشور ما اين شرايط را دارد و به همين دليل ما از آستارا در غرب گيلان تا جنگل گلستان در شرق استان گلستان جنگلهاي انبوه پهن برگ راش و بلوط داريم.
چنار مقدس ترين درخت ايران
امروزه بسيار از اهميت حفظ و نگهداري درختان به عنوان يکي از اصليترين منابع زيستي سخن ميرود
. انسان امروزي چنان از طبيعت فاصله گرفته که نسبت به منابع گياهي از جمله درختان بيتوجه گشته و غالبا از ياد برده که در روزگاري نه چندان دور، درختان نه فقط نقشي زيست محيطي بلکه اعتقادي در زندگي آدمي داشتهاند. در ميان تمام ملتهاي بشري درخت در باورهاي اعتقادي چندان رسوخ کرده بود که هالهاي از تقدس پيرامون آن را فرا ميگرفت. هر ملتي غالبا با توجه به اقليم خود يک نوع درخت را بيش از ساير درختان محترم ميشمرد. در ايران، درخت چنار و سرو از اهميت ويژهاي برخوردار بوده و هستند.بلوط در ميان سلتيها، بابونه در ميان آلمانيها، زبان گنجشک در ميان ملل اسکانديناوي، زيتون در ميان مسلمانان، درخت عرعر و غان در سيبري، همه جزو درختان مقدساند
. همه اين درختان در چند ويژگي مشترکاند. از همه بارزتر نوزايي هر ساله آنهاست.مرگ درختان در زمستان و تولد دوباره آنها با فصل بهار درخت را همواره به نمادي از زندگي و جاودانگي تبديل کرده و جايگاه خاصي بدان بخشيده است
. از طرفي، تمامي درختاني که به نوعي مقدس بودهاند، معمولا درختاني بزرگ با عمري طولاني هستند. انسان از قديم براي درختان وجود روان را قائل بوده است. اعتقادي که به اساطير و قصههاي مردم نيز راه يافته است. مثلا در آفريقا، درخت نارگيل را داراي روان و زندگي بخش ميدانند و افکندن يک درخت نارگيل برابر با مادرکشي است. در ميان بسياري از ملل از جمله در فيليپين اعتقاد بوده که ارواح در گذشتگان بر نوک بلندترين درختان زندگي ميکنند.در قصه هاي پريان، دختر شاه پريان از ميوه درختي و غالبا درخت انار بيرون ميآيد
. درخت انار و خرما نيز جزو درختان برکت بخش در ايران هستند. در مورد درخت خرما، کهنترين متني که وجود دارد، منظومه درخت آسوريک به زبان پهلوي است که اصل آن را از پارتي ميدانند. اين منظومه، مناظرهاي است ميان درخت خرما و بز که هر يک فوايد خود را بر ميشمرند و سرانجام درخت خرما در اين مناظره پيروز مي شود. باز هم تاکيدي ديگر بر برکت بخشي و اهميت اين درخت. مهمترين نتيجهاي که چنين باورهايي دارد، قائل شدن قدرتي خاص براي درختان است. هنوز هم در روستاهاي ايران، درختان کهنسالي را ميبينيم که به آنها دخيل بستهاند. اين درختان در اعتقادات مردمي قادرند باران بياورند، خورشيد را به درخشش وادارند، گلهها را افزايش بخشند، زنان را به بارداري و زايش ياري دهند و سرانجام نذري را بر آورده سازند. غالب اين درختان مقدس از ميان درختان چنار انتخاب شدهاند.چنار کهن چنان خصوصياتي طبيعي دارد که ميتوان اعجاب مردم ساده را برانگيزد
. چنار عظيمترين و از پرعمرترين درختان ايران است.چنار چنان بلند و افراشته است که از دور دست ديده ميشود
. دهقانان ايران چنار را شاه درختان ميدانند. اما عظمت چنار تنها دليل تقدس آن نيست. چنار هر ساله پوست مياندازد و شاخههاي تنومند آن رنگ سبز روشني به خود ميگيرد. اين جوان شدن هر ساله چنار نيز قداست خاصي به آن بخشيده است. زيرا حفظ قدرت جواني يکي از شرايط لازم براي باروري است و در نتيجه، آن را مظهر برکت و نعمت بخشيدن ابدي خدايان و ارواح ميسازد. از آنجا که مردم غالبا براي حفظ اعتقادات کهن رنگ و بويي از اعتقادات تازه به آن ميبخشند، در مورد درخت چنار نيز اين اتفاق افتاده است و در باورهاي مردمي، در زير هر چنار مقدس و کهني امامزادهاي مدفون است. اين که واقعا امامزادهاي مدفون باشد يا خير، معلوم نيست آنچه مهم است تقدس چنار است که با اين عنوان حفظ گشته است. حتي در يکي از روستاهاي منطقه طالقان، درخت چنار مقدسي است که بنابر اعتقادات مردم منطقه، روز عاشورا از آن خون ميآيد.در مورد پادشاهان هخامنشي نيز نقل است که چنار از چنان تقدسي برخوردار بوده که در خوابگاه شاهان چنار زريني به همراه تاکي زرين آراسته به زيور نگهداري ميشده است و گويي دستيابي به اين چنار به معناي به دست آوردن سلطنت بوده است
. ظاهرا چنار مظهر غناي طبيعت بوده اما همراه شدن آن با تاک چه توجيهي دارد؟ تنها مطلبي که در مورد درخت اخير ميدانيم روايت هرودوت است که آخرين شاه ماد در خوابي ميبيند تاکي از شکم دخترش، ماندانا روييد و سراسر آسيا را پوشاند. خوابي که به تولد کوروش و فتوحات وي تعبير شد. از طرفي، انگور در اساطير ايران مظهر خون است و خون نيروي اصلي حيات. از آنجا که خون سلطنت از طريق زنان ادامه مييافت، شايد بتوان تاک زريني را که بر چنار زرين ميپيچيد مظهر خون و دوام سلطنت هخامنشيان دانست. در واقع چنار مظهر شاه و تاک مظهر همسر او بوده است. علاوه بر چنار، سرو افراشته و هميشه سبز نيز جايگاه خاصي در ميان قوم آريا داشته است. گرچه سرو قداستي چون چنار نيافته اما از درختان مورد احترام ايرانيان بوده است. احترام به اين درخت با باورهاي ميترا به اروپا رفت و همچون ساير اعتقادات مهرپرستي در مسيحيت ريشه دواند تا بدانجا که امروزه جزو لاينفک جشن سال نو مسيحيان در هر گوشه جهان گشته است.اهميت درختان به خصوص درختان چنار و سرو چنان بوده که کاشتن درخت در ايران جنبه اعتقادي هم يافته بود و جزو ثوابهاي بزرگ به شمار ميآمد
.سنتي که پس از اسلام هم ادامه يافت و هنوز هم ادامه دارد
. روز ?? اسفند را ساليان سال است که با عنوان جشن درختکاري ميشناسيم و در اين روز، ميکوشيم با طبيعت آشتي کنيم. سنتي که بنيان آن منسوب است به پيامبر و انديشمند بزرگ ايران، اشو زرتشت. او با دست خود درخت سروي در شهر کاشمر غرس کرد که ساليان سال پس از او هم اين سرو زيست تا آنکه در دوره خلفاي عباسي به درخت کهنسال و مقدسي بدل گشته بود که مورد نذر و نياز مردم ايران قرار ميگرفت. شهرت اين سرو را خليفه عباسي تاب نياورد و دستور داد تا آن را از بن درآورند.«
باري، خليفهي بغداد / آن برگزيده شيوهي شدادي / بر باد رفت، حتي / نام خليفهي خودخواه خودپرست / از ياد رفت / اما / در کاشمر هنوز / در ذهن هر خردور ايراني / سروي به پاست / آن سرو / سرفرازتر از هر چه سرو / پا برجاست.» (حميد مصدق)در پايان، در اهميت درخت به جاست از دو درخت مهم اساطيري ايران نيز صحبت کنيم
. درخت بس تخمه يا همه تخمه که منشا تمامي گياهان جهان است و همه نوع گياه از او ميرويد. سيمرغ، پرنده اساطيري ايران، بر اين درخت آشيان دارد و هر سال، بنا بر متن پهلوي گزيده هاي زاد سپرم، «آن درخت را بيفشاند، آن تخمهاي (فرو ريخته) در آب آميزد، تيشتر (ايزد باران در اساطير ايران) آنها را با آب باراني ستاند، به کشورها باراند» و به اين ترتيب، همه نوع گياه در همه جاي زمين رويد.اين درخت در درياي فراخکرد، درياي بيانتهاي کيهاني، به همراه درخت
«گوکرن» يا «هوم سفيد» قرار دارد. درخت گوکرن درخت مهم اساطيري ديگري است که اکسير جاودانگي را در هنگام بازسازي جهان به مردمان ميبخشد و بر اثر آن، همه مردم جاودانه بيمرگ ميشوند. بنابر متن پهلوي بندهشن، اين درخت براي بازداشتن پيري بد دم است. اهريمن براي از بين بردن اين درخت وزغي را در درياي فراخکرد به وجود ميآورد اما در مقابل، اورمزد دو ماهي مينوي به نام «کر» ميآفريند که مامور نگاهباني از اين درخت ميشوند و همواره يکي از اين ماهيها وزغ را زير نظر دارد.در آغاز آفرينش آدمي نيز درخت به ياري مشي و مشيانه، نخستين زوج بشر، ميآيد
. مشي و مشيانه براي طبخ غذاي خود نيازمند آتش بودند و آتش مورد نياز آنان را دو درخت کنار و شمشاد که بنابر اساطير ايران آتش دهندهترند، فراهم کردند.درخت در دينهاي ديگر هم از جايگاه خاصي برخوردار است
. در دين يهود، خداوند در ميان شعلههاي آتشي که از درون درختي سر بر ميآورد، با حضرت موسي (ع) سخن گفت. حضرت مريم زير درخت خرمايي با ريزش خرماي آن روزه خود را گشود و در اسلام، درخت طوبي درخت مقدسي است که در بهشت جاي دارد. نماد معرفت نيز در همه اين دينها درختي است که ميوه آن، ممنوعه است و با خوردن آن، آدم و حوا هبوط ميکنند و از بهشت رانده ميشوند.
جنگلهاي شمال ايران کهن ترين جنگلهاي جهان محسوب مي شوند
دانشمندان جنگلهاي شمال ايران را کهن ترين و منحصر فردترين جنگلها جهان مي دانند که بايد به عنوان ميراث گرانبهاي بشري حفاظت شوند . قدمت جنگلهاي شمال کشور به دوران سوم زمين شناسي بر مي گردد ، اين جنگلها تقريبا" در دنيا بي نظيرند و از نظر ذخاير ژنتيکي و تنوع گياهي داراي ويژگي هاي منحصر به فردي هستند در دوران چهارم زمين شناسي با وقوع عصر يخبندان و پيشروي يخ هاي قطبي به قسمت هاي جنوبي ، بخش اعظم نيم کره شمالي زمين زير پوشش يخ و سرما قرار گرفت که بسياري از گياهان و گونه هاي درختي و برخي از جانوران در اين قسمتها از بين رفتند جنگلهاي نواحي خزري بدليل عدم يخبندان به سبب آب و هواي معتدل پس از عقب نشيني دوران يخبندان در دوران سوم زمين شناسي که به حدود يک ميليون سال قبل بر مي گردد محفوظ ماندند برخي از صاحب نطران منشاء جنگلهاي اروپايي به ويژه اروپاي شرقي را پس از عصر يخبندان به جنگلهاي خزري(هيرکاني ) نسبت مي دهند
استاد دانشکده منابع طبيعي دانشگاه گيلان در اين باره گفت
: جنگلهاي شمال از نظر تنوع گونه هاي درختي و درختچه اي منحصر به فردند و از نظر اقليم نيز جزو جنگلهاي معتدله محسوب مي شوند .دکتر "تيمور شاهراجي" افزود : به دليل آب و هواي معتدل جنگلهاي شمشاد ، درختان تنومند "بلوط " و "سفيد پلت " با گونه هاي خود در سواحل خزري با نواحي نيمه گرمسيري به خصوص مناطق آفريقا شباهت هايي دارند وي خاطر نشان کرد : چهارگونه درخت مختص آب و هواي خزري در جنگلهاي شمال شناخته شده است که مختص مناطق خزري است
وي اظهار داشت
: درختان" انجيلي (تويي) ، لرگ( کوئل) ، ليلکي (کرات) و سفيد پلت" از جمله درختاني هستند که به آب و هواي خزري تعلق دارندوي افزود
: در سده اخير نمونه هايي از اين درختان به مناطق اروپايي انتقال داده شده و در پارک هاي اين کشورها ديده مي شوند وي خاطرنشان کرد : اين درختان در فصول مختلف داراي زيباييهاي خاصي هستند و مناظر جالبي بوجود مي آورند که مي توان آن ها را به پارک ها و بوستانهاي شهرهاي شمالي کشور انتقال داد وي گفت : درخت انجيلي به خاطر ايجاد چشم اندازهاي زيبا و رنگارنگ طبيعي در حاشيه جاده ها و پارک ها به ويژه در فصل پاييز بسيار با اهميت است به طوري که در برخي از پارکهاي کشورهاي غربي از اين گونه نيز استفاده شده است به گفته رستمي در شمال کشور در حاشيه جاده ها و در پارکها مي توان از اين گونه بومي به دليل سازگاري با شرايط اقليمي و اهميت زيست محيطي استفاده کرد وي خاطر نشان کرد : با توجه به اهميت علم ژنتيک در دنياي امروز جنگلها و جانوران جنگلهاي شمال به عنوان يک منبع و ذخيره ژني محسوب مي شوند که همه موظفند از اين جانوران و گونه هاي گياهي حفاظت کنند تا از خطر نابودي آنها جلوگيري شود . وي تصريح کرد : درختان جنگلهاي شمال از دوران هاي قبل از عصر يخبندان باقي مانده و از نظر ديرينه شناسي داراي اهميت زيادي هستنددر جنگهابي خزري حدود
50 گونه درخت و درختچه وجود دارد .کهن سال ترين درخت ايران
سَرو ِ
4500 ساله ي ِ ابَرکوه در استان يزد کهنسال ترين درخت ايران است . اين درخت 40 متر ارتفاع و 16 متر پهنا دارد . دانشمندان، عمر ِ اين درخت را بين 4000 تا 5000 سال تخمين زده اند که دقيق ترين آن، چهارهزار و پانصد سال است.انواع جنگل در ایران
جنگل ، منطقه وسیعی پوشیده از درخت
(به مثابه عنصر اصلی آن)، درختچه و گونههای علفی، با جانوران وحشی كوچك و بزرگ اعم از خشكیزی و آبزی. با در نظر گرفتن پوشش گیاهی، جنگل به جایی اطلاق میشود كه حداقل دارای250 اصله درخت و نهال در هر هكتار است كه در این صورت، انبوهی آن10% است و جاهای با انبوهی كمتر از آن، منطقه غیر جنگلی نامیده میشوند. همچنین در شرایط معمولی، حداقل مساحتلازم برای تشكیل جنگل، از نظر علمی، 3ر0 هكتار (سه هزار متر مربع) استجنگل، با توجه به نوع پیدایش و خصوصیاتساختاری، به جنگل بكر، جنگل طبیعی و جنگل مصنوعی یا به طور صحیحتر جنگل دست كاشت یا انسان ساخت طبقهبندی میشود در این مقاله به پراكندگی جنگل در ایران و دیگر كشورهایاسلامی پرداخته میشود
.الف) جنگلهای مناطقخشك ایران در دو ناحیه رویشی ایرانـ تورانی و خلیجـ عمانی واقع شدهاند. ناحیه رویشی ایرانـ تورانی وسیعترین ناحیه رویشی ایران است كه دامنههای جنوبی البرز، شمالشرقی، شرق، قسمتی از جنوبشرقی و مناطقمركزی را شامل میشود. جنگلهای هزار مسجد خراسان رضوی و چهار باغ شاهرود در دامنه جنوبی البرز، از انبوهترین جنگلهای اُرْس ایران محسوب میشوند و در آنها انواع میوههای خوراكی، مانند بادام و زالزالك و گلابی وحشی، نیز وجود دارد. مهمترین جنگلهای بَنه و بادام كشور در رشته كوههای بارز * (استان كرمان)، حوضه آبریز دریاچه بختگان (استان فارس)، جنگلهای تفتان (استان سیستان و بلوچستان) و در استان خراسان جنوبی است. انبوهترین تودههای جنگلی پسته در مناطق چهچهه، خواجه و پلگرد خراسان رضوی، و نیز جنگل پسته قاز انقایه در استان گلستان است(ابراهیمی رستاقی، ص31ـ32).
ب) جنگلهای مناطق نیمهخشك ایران واقع در كوههای زاگرس از سردشتِ آذربایجان غربی تا كازرونِ فارس، استانهای آذربایجانغربی، كردستان، كرمانشاه، ایلام، لرستان، چهارمحال و بختیاری، كهگیلویه و بویراحمد، فارس، خوزستان و همچنین در ارتفاعات جنوبی البرز و دیگر مناطق كوهستانی و ارتفاعات گوناگون كشور، به صورت تُنُك، دیده می شود. در این نواحی، جنگلهای انبوه نیز وجود دارد و گاهی به جای جنگل، بوتهزارهایی با درختچهها و بوتههای گوناگون با مراتع خشك دیده میشود. جامعه درختی آن شامل بلوط، بَنه، بادام، بید، صنوبر و ارساست. در این منطقه انواع درختان، مانند گلابی، توت، سنجد، چنار، كیكم، سفیدار و ارغوان، نیز وجود دارد (ثابتی، ص146ـ176؛ مصدق، ص154). جنگلهای ناحیه رویشی خلیجـ عمانی به صورت نوار باریكی از قصر شیرین در استان كرمانشاه (مغرب ایران) آغاز میشود و تا جنوب شرقی ایران، مرز ایران و پاكستان، ادامه مییابد و به دو قلمرو خلیجی و عمانیتقسیم میگردد. انبوهترین جنگل گز و بیشهای آن در حاشیه رودخانه كرخه و دز در استان خوزستان است. از ویژگیهای بارز پوشش گیاهی ناحیه خلیجـ عمانی، جنگلهای ماندابی و مانگروست كه از بندر عَسَلویه تا خلیج گواتر به صورت پراكنده وجود دارد و به جنگلهای حرّا نیز معروف است. جنس درخت حرّا به افتخار ابوعلیسینا، Avicennia نامگذاری شدهاست (ابراهیمی رستاقی، ص33ـ 35).
ج) جنگلهای مناطق مرطوب ایران. این جنگلها در دامنههای شمالی البرز، در حوضه دریایی مازندران، از آستارا تا گلیداغ در مشرق گرگان امتداد دارند و به جنگلهای هیركانی و جنگلهای خزری معروفاند. گونههایغالب تشكیل دهنده آن، راش، مَمْرَز، بلوط، توسكا، افرا و انجیلیاند (جهاندار، ص50؛ هدایتی، ص43؛ برای جنگلهای گیلان رجوع کنید به نظامی و مقدم، ص173ـ200).
2) جنگل در دیگر كشورهای اسلامی
پراكندگی و انواع جنگلها در جهان اسلام عبارتاند از:
الف) جنگلهای حاره، كه بین حدود ْ5ر23 شمالی و جنوبی از خط استوا قرار گرفتهاند. این جنگلها شامل قسمت عمده افریقا، هندوستان، جنوب شرقی آسیا و غیره میباشند و آن را به چهار گونه تقسیم میكنند:
1. جنگلهای بارانی، كه حدود 500 ، 2 میلیمتر بارش سالانه دارند. این جنگلها همیشه سبزند (مصدق، ص5 ـ6) و در اعماق آنها انواع گیاهان، حیوانات و موجودات ذره بینی یافت میشود و همه آنها از نظر بوم شناسی (اكولوژی) به هم مرتبطاند. هیچ محیط دیگری تا این اندازه گیاه و حیوان ندارد. برای نمونه، دو هكتار از جنگلهای بارانی مناطق پست ممكن است بیش از دویست نوع درخت داشته باشند، اما در همین مقدار زمین از جنگلهای معتدله ممكن است ده تا بیست نوع درخت یافت شود. فرآوردههای مهم فرعی این نوع جنگلها كائوچو و نخل روغنی است (گالی و هادلی، ص13).
2. جنگلهای مرطوب خزان كننده، كه حدود هزار تا دوهزار میلیمتر بارش سالانه دارند و تنوع زیستی (بیولوژیكی) آنها از جنگلهای بارانی كمتر است و جنگل تراشی در آنها بیشتر از جنگلهای بارانی صورت میگیرد.
3. جنگلهای خشك مناطق حاره، كه بارش سالانه آنها بین پانصد تا هزار میلیمتر است. این جنگلها تُنُك و مانند باغ هستند و حیوانات زیادی در آنها زندگی میكنند. نیمی از جنگلهای خشك حاره جهان در افریقا و قسمتی نیز در هندوستاناست.
4. جنگلهای حاره كوهستانی، كه سطح وسیعی را در آسیا و مناطقی از هیمالیا، میانمار (برمه)، كوهستانهای تایلند و افریقا میپوشانند (مصدق، ص6ـ7). در این جنگلها انواع حیوانات عظیمالجثه (مانند فیل، كرگدن، زرافه)، میمون و انواع خزندگان و حشرات و پرندگان زندگی میكنند (ثابتی، ص99).
ب) جنگلهای آسیای صغیر، شامل منطقه وسیعی از تركیه و سوریه و لبنان، آب و هوای مدیترانهای و بارش فراوان سالانه، به خصوص در فصل پاییز، دارند. دشت آناطولی استپی است و در مسیر رودخانهها قرار دارد و پوشش گیاهی آن شامل صنوبر، بید، گز و چناراست. در كرانه دریا رستنیها درختچهای و پهنبرگاند. گونههای ممرز، نارون، فندق و همچنین درختچههای همیشه سبز نیز در آنجا میروید. در ارتفاعات بین ششصد تا هزار متر از سطح دریا، جنگل از گونههای ممرز، نارون، توسكا، افرا، نمدار، گردو و لرك تشكیل شده است. در ارتفاعات بین هزار تا دوهزار متر از سطح دریا، جامعه جنگل مخلوطی از پهن برگ و سوزنی برگ است. در این منطقه، زیتون، زربین (فلور مدیترانهای)، راش، كاج و بلوط نیز وجود دارد (مصدق، ص37ـ 38).
ج) جنگلهای قفقاز در رشته كوههای قفقاز، رستنیهای بسیار مخلوط دارد. در ارتفاعات، سوزنی برگها و درختان راش و بلوط میرویند. در جنگلهای مغرب قفقاز انواع جنگلهای رطوبت پسند معتدله (جامعه بلوط در ارتفاع دویست تا ششصد متر از سطح دریا) و راش و مَمْرَز و شمشاد و انواع پیچك و جنگلهای استپی یافت میشود (همان، ص40).
د) جنگلهای كوهستانی آسیای مركزی دارای رشته كوههای وسیعی است كه در جنوب سیبری واقع شده و قسمتی از ادامه رشته كوههای به طرف افغانستان است و دشت پامیر و كوه آلتای در آن واقع است. نوع رستنیهای آن پهن برگ است. در جنگلهای بیابانی آسیای مركزی ــ كه از مشرق دریای خزر آغاز میشود و به دریاچه آرال، تركمنستان و رشته كوه تین شان میرسد و قسمتی از ایران را نیز شامل میشود ــ رستنیها از گونههای درختچه ای همراه با ریشههای عمیق است(همان، ص47).
ه) جنگلهای ناحیه آرال، شامل جنوب شرقی روسیه در اروپا تا سرحد بالكان و قسمت بزرگی از آسیای مركزی، دارای آب و هوای برّی و نوسانات دما، زمستانهای سرد و تابستانهای خشك است. جنگلهای آن از گونههای بلوط و كاج و گاه مخلوطی از این دو گونه میباشد. در آنجا جنگل به صورت استپ نیز مشاهده میشود (همان، ص49ـ50).
و) جنگلهای اردن در قسمتی از آنها آب و هوا مدیترانهای و در جنوب آن استپی و بیابانی است. در شمال افریقا (مراكش، الجزایر، تونس و لیبی) رستنیها مدیترانهای و تُنُك است و گونههای راش و گونههایی از بلوط در جنگلها دیدهمیشود. جنگلهای بینالنهرین از نوع نیمه بیابانی و استپی است(همان، ص129ـ 133؛ برای گونههایگیاهی رجوع کنید به ص 37ـ 137).
منابع: مرتضی ابراهیمی رستاقی، «جنگلهای ایران: جنگلهای خشك»، در كیمیای سبز، تهران: سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری كشور، 1382 ش؛ ربیع بدیعی، جغرافیای مفصل ایران، تهران1362 ش؛ حبیباللّه ثابتی، جنگلهای ایران، تهران1346 ش؛ جهانگیر جهاندار، «حریق در جنگلهای شمال»، در همان؛ هاشم كنشلو، نگرشی بر سیمای منابع طبیعی سواحل جنوب كشور، [تهران] 1377 ش؛ فرانك گالی و ملكوم هادلی، «جنگلهای گرمسیری منبعی غنی اما ناپایدار»، پیام یونسكو، ش134(اردیبهشت1360)؛ احمد مصدق، جغرافیایجنگلهای جهان، تهران1377 ش؛ محمدطاهر نظامی و محمدحسین مقدم، «جنگلهای گیلان»، در كتاب گیلان، ج3، تهران: گروه پژوهشگران ایران، 1374 ش؛ محمدعلی هدایتی، «جنگلهای هیركانی و ویژگیهای زیست محیطی»، در كیمیای سبز، همان.