مهمترين عامل وقوع يا افزايش تصادفات داشته است:
1- فقدان فرهنگ رانندگي و تردد در بسياري از رانندگان و عابران پياده و عدم توجه به حقوق اجتماعي يكديگر .
2- ميل به قانون شكني و عدم تمكين از قانون ( به عنوان يك رفتار ضد اجتماعي ).
3- بي اطلاعي بسياري از عابران پياده از جمله افراد بي سواد و كودكان از پيامهاي چراغهاي راهنمايي ( اعم از چراغ فرماندهي و عابر پياده ) و در نتيجه عدم نوبت پذيري براي گذر از خيابان و نيز فقدان آموزش لازم جهت نظم بخشی به تردد عابران پياده در خيابانها و معابر .
4- كمبود نفرات پرسنل راهنمايي و رانندگي .
5- عدم كارائي جدي و تاثير گذاري جريمه بدليل فقدان نقش وارزش فرهنگي و بعضا" بي توجهي در جريمه به موقع همچنين عدم امكان جريمه همه متخلفين .
6- كمي تعداد گشتهاي بازرسي و كنترل خودروها توسط نيروي راهنمايي و رانندگي و اصرار بر ايجاد و گسترش ايستگاههاي كنترل ثابت.
7- نقايص فني مانند خاموشي چراغها در برخي تقاطع ها به دليل خرابي و استهلاك و نيز نصب اشتباه و كم دقت بعضي تابلوها.
8- وجود تاسيسات حاشيه راهها بدون رعايت ضوابط ايمني و ترافيك .
9- عدم كنترل گسترش شهرها و عدم توجه به ضوابط ترافيكي و وضعيت راههاي اطراف شهرها.
10-عدم دقت در انتخاب مسير راههاي اصلي و فرعي و عبور مسيرهاي حمل ونقل از درون يا حاشيه شهرها ويا روستاها.
11-جاده سازي نا مطمئن و غير استاندارد .
12- عدم اجراي حقيقي و جدي قوانين كه اجراي آنها حقيقتا" در ايمن سازي ترافيك و كاهش تصادفات مي تواند نقش موثري داشته باشد .
13- كمبود وسايل نقليه عمومي و نا مطلوب بودن كيفيت سرويس دهی آنها , و در نتيجه افزايش تمايل افراد به استفاده از وسايل نقليه شخصي.
14-در برخي مناطق عدم همكاري و هماهنگي لازم ميان شهرداري و نيروي راهنمايي و رانندگي و راه و ترابري كه از عوامل مهم اخلال درحصول ترافيك مطلوب مي باشد. كمبود فضاي كافي براي تردد و پاركينگ و عبور و مرور پياده ها خط كشي هاي نامنظم , كم رنگ يا رنگ پريده و غير استاندارد , عدم احداث پاركينگ و پل عابر پياده , تعلل در تعريض و آسفالت بموقع خيابان و پركردن چاله هايي كه چون دام مرگ براي رانندگان عمل مي كند .
15- بي توجهي نسبت به آموزش رسمي و فراگير قوانين تردد در مدارس يعني عدم برنامه ريزي دقيق و دراز مدت آموزشی , فرهنگي براي تربيت نسلي آگاه و پای بند به نظم و مقررات ترافيك.
16- كيفيت نا مطلوب امتحان علمي و شهري براي اخذ گواهينامه رانندگي كه به دليل پرداختن به يك سري عمليات کليشه ای و در مدت زمان كوتاه كه به هيچ عنوان قادر به شناسايي و تفكيك راننده واقعي از راننده ناشي مي باشد.
درادامه با شناسايی مشكلات حمل ونقل ترافيكي مي توان براي حل آنها راه كارهايي پيشنهاد كرد . اين فرايند عادي براي برسي و حل مسائل است اما همراه اين سوال مطرح است كه كدام يك از اين مسائل نسبت به ساير آيتم ها اهميت بيشتر داشته و اثر بيشتر را در افراد جامعه مي گذارد؟ در نگاه اول ايمني سازي جاده ها , اصلاح قوانين و اعمال كنترل بيشتر و…. به عنوان عوامل اصلي به نظر مير سند ولي اگر نمودار علت و معلول تصادفات را ترسيم نماييم ضعف افراد در رعايت اصول و قوانين ، برخورد و عكس العمل مناسب به آن و بطور خلاصه فرهنگ ترافيك در جامعه , عامل اصلي و سرسلسة زنجيره عوامل موثر در تصادفات است علم آمار نيز اين نتيجه را تاْکيد می کند براساس تحقيقات بعمل آمده توسط شينار , در 82 درصد تصادفات عوامل انساني نقش مهمي ايفاد كرده است ، همچنين آمار منتشره توسط مراجع كشور هم نقش مهم عوامل انساني را وقوع حوادث ترافيكي مورد تاكيد قرارداده است.
اين موضوع يك يافته جديد نيست و كشورهاي صنعتي با وقوف به اين مهم , اقدامات اساسي شروع كرده و ادامه مي دهند. ولي مساله مهمي كه در اين خصوص بايد در نظر گرفته شود شيوه ارتقاء سطح فرهنگي جامعه مي باشد. متاسفانه اقدامات انجام گرفته در كشور تا بحال بدون برنامه ريزي مدون و مستمر بوده و به برگزاري چند نوبت كلاس آموزشي بدون در نظر گرفتن شرايط و ويژگي هاي افراد و انتشار بروشور و پارچه نويسي و چندتيزر تلويزويوني و راديويي محدود شده و همين فعاليتها نيز به علت عدم هماهنگي و همكاري سازمانها و نهادهاي درگير با حمل و نقل تاثير زيادي در بهبود وضعيت موجود نداشته است و همچنان آمار تصادفات همچنان روند صعودي خود را چون سالهاي گذشته حفظ نموده است .ازاينرو لزوم برنامه ريزي منسجم و سراسري در امر ارتقاء سطح فرهنگ پيش از پيش احساس مي شود . در بخش بعدي مقاله اندكي در خصوص ضرورت آموزش ايمني به كودكان بحث خواهيم كرد .